داستان سکه طلا

امروز میخواهیم برایتان یک داستان آموزنده از طلا بگوییم. داستان سکه طلا

داستان سکه طلا

داستان سکه طلاروزی روزگاری بهلول سکه طلائی در دست داشت و با آن بازی می‌کرد. دزدی چون شنیده بود بهلول دیوانه است جلو آمد و گفت:
اگر این سکه را به من بدهی در عوض ده سکه که به همین رنگ است به تو می‌دهم. بهلول چون سکه‌های او را دید دانست که آن‌ها از مس هستند و ارزشی ندارند به آن مرد گفت به یک شرط قبول می‌کنم:…..

اگر سه مرتبه با صدای بلند مانند الاغ عر عر کنی!!!
دزد قبول نمود و مانند خر عرعر نمود. بهلول به او گفت:
تو که با این خریت فهمیدی سکه‌ای که در دست من است از طلا می‌باشد، من نمی‌فهمم که سکه‌های تو از مس است. آن مرد دزد چون کلام بهلول را شنید از نزد او فرار نمود.

 

سایت کوزه coozeh

کوزه سایت آگهی طلای دست دوم

برای مشاهده و درج آگهی طلا و جواهرتون میتونیداز اینجا اقدام کنید:

[us_cta title=”برای ایجاد آگهی روی دکمه کلیک کنید” title_size=”27px” color=”custom” bg_color=”#b8860b” text_color=”#000000″ btn_link=”url:http%3A%2F%2Fcoozeh.ir%2Fposting-ad%2F||target:%20_blank|” btn_label=”ایجاد آگهی” btn_color=”teal” btn_size=”26px” btn_icon=”fas|plus”]

 

سایت آگهی طلای دست دوم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *